جندابه زیبا این روزها شاهد بهاری زیبا و سر سبز است
خوش به حال آنان که از این موحبت الهی بهرمند هستند

گنداوه فصلی باهاروت ویرومو
شهیدایی لاله زاروت ویرومو
ای کــــاش همه نوکـــــــر آقــــا بودیـم
همراه سپــاه نـــــور مولا ، بودیـــــــــم
وقتی که حرم اسیر شب شد ، ای کاش
ما خیل بسیجیـــان در آنجا بودیـــــــــم
* * *
مگر آه پیمبـــــــر را ندیـــــــــــدی ؟!
گلوی خشک اصغر را ندیــــــــدی ؟!
نباریدی چرا آن روز ای ابــــــــــــر!
مگر گل های پر پر را ندیـــــــــدی ؟!
* * *
مرا پر شور و غوغا کن ، اباالفضل !
دلـــم را غرق دریـــا کن ، اباالفضل !
غریب و بی کسم ، پرونـــــــده ام را
تو امضا کن، تو امضا کن ،اباالفضل !
سعادت یافتیم
تصویری زیبا از استخر بزرگ کهنو
لبریز از آب را مشاهده نمودیم
دوازدهم فرور دین 13891

غربت خودم را احساس می کنم
غربتی در این دنیای غریب
شکوه شکفتن در من پژمرده
هیجان صدا در من شکسته
بغض در گلوگاه دقایقم خفه شده
و اشک ها یکی پس از دیگری بر گونه آرزوهایم می چکد
بهار آمده است
رنگین تر از سال قبل
درها را بگشایید تا بوی بهار مست کند شما را
تا بشوید تیرگی ها را
تا بزداید دلتنگی ها را
با خود ببرد سیاهی ها را
باز بهار
دوباره بهار
گل ها می شکوفند
غنچه ها باز می شوند
چه زیباست بهار
چه دلگشاست بهار
بهار طراوت می بخشد
بهار زندگی می بخشد
گفتم بهار
ولی باز باران در اواخر زمستان
امسال باران به استقبال بهار می آید
گویا باران زمستان، نشسته است کاملا تیرگی ها را
غبارها را
ببار باران ، ببار
کز باریدن تو ، دل ها تازه می شود
می میرد زنگارها ، غم ها و غبارها
دوباره باران ، آسمان را به زمین دوخته است
وصل کرده است
یکی کرده است
تا بزداید دو رنگی ها را
نیرنگها را
یکی باید شد
مثل امروز
روز انقلاب روز 22 بهمن
چه در آسمانی چه در زمینی
اینجا آخر خط است
زمین و آسمان هر دو یکی هستند
بهتر است که بگویم آسمانی شوید
بیایید بالا
باران نردبان است
پله است
جوانان عزیز ایران . دانشمندان سر افراز
پله ها را یکی پس دیگری بالا روید
متوسل شوید
تا به آسمان برسید
باران پله است
باران پل است
پلی به سوی خدا

شبیه باد پاییزی پس از تو قسمت بادم
خداحافظ ولی هرگز نخواهی رفت از یادم
خداحافظ واین یعنی در این اندوه می میرم
در این تنهایی مطلق که می بندد به زنجیرم
و بی تو لحظه ای حتی دلم طاقت نمی گیرد
و برف نا امیدی برسرم یکریز می بارد
چگونه بگذرم از عشق از دلبستگیهایم
چگونه می روی با اینکه می دانی چه تنهایم
همیشه باتوبودن های من دیری نمی پاید
و بعد از تو کسی دیگر به دیدارم نمی آید
تمام لحظه هایم پراز تکرار بی رحمیست
چگونه می توان با این همه نامهربانی زیست

خداحافظ
همیشه سخت ترین کلمه است
بر لب که بیاید دیگر باید رفت!...
اما گاهی
کمی هم شیرین


پروردگارا
به من آرامش ده تا بپذیرم آنچه را که نمیتوانم تغییر دهم
دلیری ده تا تغییر دهم آن چه را که میتوانم تغییر دهم
بینش ده تا تفاوت این دو را بدانم
مرا فهم ده تا متوقع نباشم ،دنیا و مردم آن مطابق میل من رفتار کنند


الهی... با خاطری خسته ... دلی به تو بسته... دست از غیر تو شسته ام.
در انتظار رحمتت نشسته ام. میدهی...کریمی ، نمیدهی...حکیمی،
میخوانی...شاکرم میرانی...صابرم
الهی احوالم چنانست که میدانی و اعمالم چنین است که می بینی.
نه پای گریز دارم و نه زبان ستیز
الهی مشت خاکی را چه شاید و از او چه براید و با او چه باید...؟ دستم بگیر